۱۳۸۸ دی ۲, چهارشنبه

زمان مناسب اطلاع رسانی بهنگام و حضوری مقتدر

جنبش سبز رسانه ندارد. اطلاع رسانی اش نیز تقریبا محدود است. اما هر کس بشنود می اید پس یه راه ساده باید در پیش گرفت:
زمان های امدن برای اعتراض را به خوبی مشخص کنید فصت کافی برای اطلاع رسانی به همه بدهید.مراسمی که امشب اطلاع دهید و فردا بخواهید برگزار کنید چندان موفق نخواهند بود هر چند هیچ گاه نیز شکست نمیخورند. پس زمانی را برای اطلاع رسانی قرار دهید مانند روز قد که زمانی مناسب و چند روزه اطلاع رسانی انجام شد و نتیجه ای فوق العاده داشت. ضصمن انکه پس از مشخص شدن تاریخ برای اعتراض خیابانی سعی کنید تا حد ممکن اطلاع رسانی کنید با ای دی مجازری در مسنجر ها برای ادد لیستتان پیغام زمان اعتراض را بفرستید و در تالارهای گفتگو پیغام بگذارید و در سایت های اجتماعی

برای نوری زاد مردی که از دیوار پرید

نوری زاد را خیلی ها می شناسند و بسیاری نیز نمی شناسد.نوری زاد کسی بود که برای سالیان بسیار یکی از نویسندگان ثابت روزنامه ی کیهان بود و از کسانی که مطالبش اکثرا بر علیه اطلاح طلبان و جریان مخالف اقتدارگرایی. چند زمانی بود که از نوشتن در کیهان کنار کشید . تا اینکه چند ماه پیش و قبل از انتخابات در وبلاگ شخصی اش شروع به نوشتن کرد.اما این بار تغییری محسوس در مطالبش داشت و رویه ی قبلی را کنار گذاشت چشمهایش را شست و مطالبش رویگردی انتقادی به اقتدارگرایان انحصارطلبان و کسانی بود که خیمه ی سنگینشان بر کشو تمام مردم را ازار می داد .این بار او رهبری و عواملی را زیر ذره بین قرار داد . اوج کار او دو نامه ی سرگشاده ای بود که خطاب به خامنه ای نوشت و در انها انتقادات تندی از او و افراد و نزدیکانش نظیر لاریجانی احجمدی نژاد و دیگران کرده بود. اکنون او را بازداشت کرده اند و خدا می داند که او چقدر در بین دوستان سابقش که از انها دوری جویده تنها است. ما او را تنها نگذاریم.
نوری زاد کسی بود که توانست چشم هایش را بشوید و از صف کوردلان دنیا طلب جدا شود.

۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

حکایت آقای ا.ن و خزعبل گویی هایش

امروز احمدی نژاد اعلام کرد ما از دنیا طلب کاریم و گروهی را مشخص کرده تا خسارت هایی که ایران در زمان جنگ جهانی اول از جانب سایر کشورها متحمل شده است را مشخص کند تا ایران غرامت خود را از این بابت دریافت کند. من به شخصه هیچ مشکلی ندارم که غرامت و خسارتی از انب هر کشور و شخصی به مملکتم وارد شد بگیرم ..اما یک سوال کوچک از احمدی نژاد و یارانش دارم. چرا راه دور میروید؟
اگر راست میگویید و به دنبال غرامت گرفتن و احقاق حق خستید. همین کشور دوست و برادر و همسایه ی ما عراق را یقه اش را بگیرید که جنگ علیه ما ضربه ای مهلک به ما وارد کرده است که هنوز هم به سختی خاطراتش را کسی فراموش کرده. غرامت گرفتن را از عراق شروع کنید.
اگر خیلی به فکر خسارتهایی هستید که به مردم ایران وارد شده است بروید و یقه ی افغانستان را بگیرید که سال ها است رودخانه ی مرزی را که طبق ده ها سند و قرارداد رسمی ثبت شده در سازمان های بین المللی ما از ان حق آبه مشخص و معلوم داریم را بسته است و دریاچه ی هامون را خشکانده و بلایی بر سر سیستان اورده که به گفتنش نیازی نیست. استانی که زمانی به انبار غله ی ایران مشهور بود.. اکنون مردمانش در حسرت یک جرعه اب بهداشتی و سالم هستند.
اقایان بروید و بازی دیگری را شروع کنید.

۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه

ویدیو های اعتراضی دانشجویان

تمامی ویدوی های اعتراضی دانشجویان
http://www.4shared.com/dir/18019658/487a3897/sharing.html

در لینک بالا تمامی ویدوهای مربوط به اعتراضات دانشجویان در دانگاه های سرار کشور یک جا جمع شده لطفا برای هم ارسال کنید تا هیچ کس بی خبر نماند

۱۳۸۸ آبان ۱۲, سه‌شنبه

انتقاد شجاعانه دانشجوی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی از رهبری

روز چهارشنبه در دیدار نخبگان با رهبری پس از ایراد سخنان تعریف و تمجید که هرساله در این دیدارها از رهبر انجام می‏شود، یکی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی ریاضی با شجاعت از میان جمع برخاسته و خواستار اجازه صحبت در پشت تریبون شده است. علی رغم واکنش منفی گردانندگان برنامه که سعی در ساکت کردن این دانشجو داشتند، بالاخره رهبری به وی اجازه صحبت داد که درادامه این دانشجو حدود 20 دقیقه به انتقادات صریحی از نظام و شخص رهبری پرداخت.


به گزارش موج سبز آزادی این دانشجوی شجاع انتقادهای خود را در چهار بخش دسته بندی کرده بود و در تمام چهار مورد با اظهارات خود شخص رهبری را مورد انتقاد قرار داد. اظهارات وی گاه با تشویق‏های بریده حاضرین همراه بوده که برای مدتی جلسه را از روال «از پیش تعین شده» خارج کرد به طوری که دوربین‏های صداوسیما را نیز برای دقایقی خاموش کردند. انتقادات وی از رهبری شامل چهار بخش زیر بود:

1- انتقاد از صداوسیما بخاطر وارونه جلوه دادن حوادث پس از انتخابات، تحریک هر چه بیشتر مردم و تخریب چهره‏های موجه و مورد علاقه مردم؛ وی با بیان اینکه رییس صداوسیما توسط رهبر انتخاب می‏شود، مسئولیت تمام اشتباهات صداوسیمای میلی را متوجه شخص رهبری دانست.

2- ایجاد فضای امنیتی برای رسانه‏ها و تعطیلی روزنامه‏های منتقد؛ وی با انتقاد از فضای امنیتی حاکم بر رسانه‏ها خواستار توقف روند تعطیلی روزنامه‏های منتقد شد و با بیان اینکه روزنامه‏ها باید بتوانند از رهبر هم انتقاد کنند روند حاکم بر مطبوعات را ویرانگر قلمداد کرد.

3-عدم امکان انتقاد از شخص رهبری در جامعه و اشاره به اینکه رهبر نیز مانند دیگر افراد جایزالخطاست و اینکه باید به متفکرین اجازه داده شود تا بتوانند از رهبر انتقاد کنند؛ وی با بیان اینکه اطرافیان رهبر از وی یک بت بزرگ ساخته اند از این روند به شدت انتقاد کرد.

4- وارد کردن انتقادات جدی به سیکل قدرت در جمهوری اسلامی ایران و ساختار شورای نگهبان و مجلس خبرگان؛ وی با اشاراتی صریح ساختار قدرت در کشور را مورد حمله قرار داد و اظهار داشت که این روند خطر بزرگی برای مردم‏سالاری دینی در جمهوری اسلامی است.

در واقع دلیل اصلی اینکه رهبری در چنین جلسه‏ای مجبور به بیان اظهاراتی در مورد وقایع پس از انتخابات شد انتقادات صریح این دانشجو بوده است. اخبار تایید نشده حاکی از این است که این دانشجو در پایان برنامه با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شده است.

دفتر نشر آثار آیت‏الله خامنه‏ای در یادداشتی با عنوان «حواشی» دیدار با نخبگان علمی و فرهنگی در اینباره آورده است:

/...پس از آخرین نفری كه برای مطرح كردن دیدگاه‌های خود نوبت داشت، حاضران منتظر صحبت‌های رهبر انقلاب بودند كه ایشان از مجری برنامه می‌پرسند: «از دوستانی كه قرار بوده صحبت كنند، كسی باقی ماند؟» مجری می‌گوید: «اگر شما اجازه اجازه بدهید، همه‌ی جمع هزار نفره‌ای كه این‌جا هستند، دوست دارند صحبت كنند...» همه می‌خندند. در این میان چند تن از دانشجویان از میان جمعیت، خواستار فرصتی برای بیان صحبت‌هایشان شدند. این حركت با واكنش برخی برگزاركنندگان مراسم روبرو شد كه آن‌‌ها را دعوت به نشستن می‌كردند، اما رهبر با اشاره به یكی از همان جوانها گفتند: «آن آقایی كه ایستاده بودند و نشاندن‌شان! شما بفرمائید...» دانشجوی جوان بلند شد و شروع كرد به حرف زدن. صدایش از آن‌جا به گوش رهبر نمی‌رسید؛ پشت تریبون آمد و پس از معرفی خود، سخنانش را آغاز كرد. حرف‌هایش نسبت به سخنران‌های قبلی رنگ و بوی دیگری داشت.

ابتدا از عملكرد صدا و سیما پیرامون حوادث اخیر انتقاد كرد و با بیان مثالی از رهبر پرسید: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی كه به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟
آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی كه از افراد می‌كند و یا رویدادهایی كه روایت می‌كند، وفادارانه و منصفانه است؟»

بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. «من شاید چهار-‌پنج سال است كه به صورت جدی‌تر روزنامه می‌خوانم و مجلات را مطالعه می‌كنم. این مدت واقعاً به یاد نمی‌آورم كه مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شكل عمومی می‌شود مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس می‌كنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و كینه می‌شود؛ مثلاً یك چیزی كه در ابتدا یك انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمی‌كند، ممكن است جنبه‌ی مغرضانه به خود بگیرد و كم‌كم بی‌انصافی هایی پیدا شود.» سخنانش طولانی شده بود. از آقا خواست تا باز هم ادامه دهد و پاسخ شنید: «من موافقم كه شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...»

تشكر كرد و این‌بار صحبت‌هایش را با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات ادامه داد: «اگر مقداری روش‌های اقناعی‌تر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمی‌كردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از این‌كه با نصیحت حاصل شود نتیجه‌ی رفتار مردم با حكومت و رفتار حكومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.».../


دیگر نمیترسیم نه از بسیجی نه از رهبر بسیجی ها

منبع:

http://mowjcamp.com/article/id/53184

۱۳۸۸ مهر ۱۹, یکشنبه

آیا مرا نیز فراموش میکردید؟

خبر اعلام حکم اعدام برا آقای زمانی را شنیدم . و مانند همه بسیار ناراحت و خشمگین شدم .اما چرا ما و جنبش سبزی ها اینقدر کم اثر برخورد کردیم؟ به جرات میگویم مهمترین منبع خبری من ایمیل و ادد لیست مسنجرم هستند.اما تنها یکی دو خبر از اعدام مصطفی زمانی برایم ارسال شد. من خود جزو کسانی بودم که دستگیر شدم و در بازداشتگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفتم. آیا اگر حکم اعدام برای من نیز صادر شده بود دوستان سبز من ساکت میبودند؟
چرا هر اتفاق کوچکی که برای یکی از دوستانمان می افتد را نباید به همگان برسانیم؟
چند روز اخیر به بالاترین سری زدم و دیدم که صفحات اولش را چند عکس عاشقانه! و یکی دو کلیپ خنده دار و سرگرمی و چند لینک ورزشی گرفته است. اما ندیدم عکسی از کسی که قرار است اعدام شود قرار گیرد .دوستانم فراموش نکنید که تنها امید من و دوستانم در زمانی که در بازداشت بودیم این بود که کسانی در بیرون از زندان هستند که به یاد ما هستند و نمیگذراند که ما فراموش شویم. اکنون نیز وظیفه ی ما است که نگذرایم دوستانمان در زندان و بازداشتگاه ها فراموش شوند. دل خش نباشید که لینکی در بالاترین داغ شد و خیلی ها دیدند .به این فکر کنید که بسیاری دسترسی به بالاترین ندارد. از امروز کارتان را شروع کنید به ادد لیست خود پیام های این چنینی را بفرستید برای گروه خود در یاهو و فیس بوک و لیست ایمیل هایتان خبرها را برسانید تا هیچ کس چه مخالف و موافق بی خبر نماند.
ما زنده ایم به امید

۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

تختی در گور بر خود لرزید و پوریای ولی عرق شرم بر پیشانی دارد


در فرهنگ ما کشتی یک ورزش نیست یک رسم است یک آیین . وکشتی گیر را به قهرمانی اش نمی شناسند بلکه به پهلوانی اش قدر میدانند.امروز خبری شنیدم که شک دارم کی از شنیدنش شوکه نشده باشد. آن جوان رعنای کشتی فرنگی که مدال هایش یکی از یکی رنگین تر بود. چه آسان خود را فروخت و مدیجه سرا و مجیز گوی حکومت و حکومتی ها شد. سوریان برای من کسی بود که در این سال ها که کشتی ما به گل نشسته بود روزنه ی امیدی بود برای روزهایی طلایی که ممکن است در آینده بیاید.
اما افسوس که او امروز هم خود را فروخت هم محبت و علاقه ای که مردم به او داشتند. وچه آسان وچه ارزان این سرمایه اش را واگذار کرد.
ندیدم و به یاد ندارم که در طول تاریخ اران و کشتی ایران هیچ ورزشکاری مدیحه سرا و ثنا گوی هیچ شخصی باشد چه حکومتی و چه غیر حکومتی. داستانهایی که ما شنیدیم از زمان فردوسی و پهلوانان اش تا زمان پوریای ولی و از تختی که آنقدر مردانگی داشت که تنها کسی است که عنوان چهان پهلوانی را مردم به او دادند و هنوز پس از این همه سال زنده و حاودان است هیچ قسمتی و داستانی ندارد که مردی از این رشته ی پهلوانی به احد و ناسی اظهار چاکری و غلامی کرده باشد. که کشتی گیر قهرمان نیست اگر هزار مدال داشته باشد کشتی گیر پهلوان است و آزاد
یاد ان جمله افتادم که بزرگی گفت:
چه آسان است قهرمانی و چه سخت است پهلوانی